ما قدم از سر کنیم در طلب دوستان
بنام خداوند جان و خرد
سلام بر همه دوستان و عزیزان همراهم ![]()
![]()
امروز خواهرم بهم خبر داد که آتین خانم پنج ساله من![]()
در مسابقه نقاشی با موضوع نماز برنده شده . ![]()
اینه که تا رسیدم خونه باهاش تماس گرفتم
و این ریز صحبت های منو و آتین جوونمه
آتین جونم : الووووووووو ( با ته لهجه اصفهانی ) ![]()
من : سلام خاااااااااله ... خوبی ؟
آتین : سلام ... بله .
من : مامان خوبه ؟ بابا خوبه ؟
آتین : مامان خوبه . بابامم خوبه . ( باعجله ) سلام می رسونه .
یک چیز خیلی خوشحال کننده می خوام بهت بگم . ![]()
من : آره عزیزه دلم . برای همین زنگ زدم تا برام تعریف کنی .
از اوله اولش باید بگی هاااا .
آتین ( هیجان زده با خنده و نفس نفس زنان ) : باشه .
از اوله اولش می گم .
من و بابام با ماشین بابام امروز رفتیم دانشگاه .
همایون هم تو ماشین ما نشست .
من : همایون کیه ؟
آتین : دوستِ ... دوستِ پسرِ مامانم .
من : آهاااااااان . پسر همکار مامانت .
آتین : آره . رفتیم اتاق الله اکبر
( بعدا خواهرم توضیح داد چون بعد از اهداء
هر جایزه صلوات می فرستادن ... میگه اتاق الله اکبر )
بعد من نقاشی ام را گرفتم و بردم
دوباره نشون دادم و بهم جایزه دادن .
من : به به ! چه خوووووووووب !
آتین : ششصدتا جایزه دادن . دفتر نقاشی نو .
ماژیک . مداد . خط کش . حباب ساز . کتاب نقاشی .
من : وااااااااای خدای من . خط کشت چه رنگیه ؟
آتین : صورتی و آّبی . تازه داخلش بازی هم داره .
من : مگه خبر نداشتن خودت حباب ساز داری ؟
آتین : چرااااااا .... ولی این خیلی حباباش بیشتره .
من : کتاب نقاشی ات از اونهاست که باید رنگشون کنی ؟
آتین : نه . از اوناس که باید از روشون نقاشی بکشی
من : راااااستی!!! جلوی دیگران بهت هدیه دادن .
آتین : آره ... جلوی صدها هزار نفر ![]()
یک دست ویژه هم برام زدن . ![]()

**************
خواهرم می گفت :
وقتی رفته بالای سن برای گرفتن هدیه اش ،
برخلاف بچه های دیگه راحت و بدون خجالت
خودش را با اسم و فامیلی معرفی کرده ...
مجری که از همکارهای خواهرمه به شوخی
بهش می گه شما آتین زیودار هستید
ولی این شیرین زبونه من خیلی جدی
به مجری رو می کنه
و با ذکر نام خانوادگی خودش ،
تاکید می کنه که من فلانی هستم .
اینه که همه خوششون میاد و
بیشتر از بقیه براش دست می زنن
که خودش متوجه شده بود و
می گفت یک دست ویژه .
خواهرم می گفت :
بعد از این که موضوع نقاشی را به آتین می گه ،
بلافاصله به اتاقش می ره و بعد از مدتی
با یک نقاشی برمی گرده .
خانم بی حجابی بر سجاده .
خواهرم به آتین توضیح می ده :
مگه ندیدی همه خانم ها با چادر نماز می خونن .
چادر کوچیک خودت یادت رفت .
و آتین جونم به اتاق برمی گرده .
بار دوم آتین خانم با یک نقاشی دیگه برمی گرده .
خواهرم با دیدن نقاشی بازم خنده اش می گیره .
چون این بار خانم چادر به سر داره .
اما با آرایش غلیظ صورت و یک کیف روی دستش .
خواهرم دوباره به آتین خانم توضیح می ده که :
نباید موقع نماز خواندن کیف بدست گرفت
و در جواب سوال خوشگلم که می پرسه چرا ؟
میگه که باید موقع نماز حضور قلب داشت .
آتین خانم برای بار سوم با نقاشی دیگه ای برمی گرده
این نقاشی خانمیه که چادر به سر داره و
در کنارش هم یک قلب قرمز خوشگل دیده میشه
( با کمک پاک کن قلبی شکلش کشیده )
در جواب سوال خواهرم که می پرسه :
این قلب دیگه چیه اینجا ؟ می گه :
خودت گفتی با حضور قلب .![]()
پی نوشت : هیچ بعید نیست همین خانم خوشگله
بعد از شنیدن خبر این پست ، بهم تلفن کنه و مثل دفعه قبل
اعتراض کنه و بگه : نباید می نوشتی .
این موضوعی بین من و شما بود .
دوست نداشتم بقیه بدونن ![]()
![]()
پرده اول : خانه پدری
دختر ( افسرده ، خشمگین و بیزار و ... ) :
هیچ وقت نمی بخشمتون .
هیچ وقت حلالتون نمی کنم .
کی به شما اجازه داد منو به این جهنم دره بیارید .
برای لذت خودتون ، برای خواسته ها و آرزو های خودتون ،
منو گرفتار این زندگی نکبت کردید .
بعد از اون خدای لعنتی تون ...
از هیچ کس به اندازه شما دو تا بیزار نیستم .
مادر غمگین ، آرام و وحشت زده ... سکوت کرده و
حرفی برای گفتن به این فرزند ناخلف نداره .
پدر (غمگین و در عین حال خشمگین ) :
ببخشییییییییییییییییید سرکار خانم ...
اون موقع شما تشریف نداشتید تا ازتون اجازه بگیریم ،
باهاتون مشورت کنیم
که می خواهید وارد این زندگی بشید یا نه ...
حالا شما لطف کن و از خطای ما بگذر ...
اگه هم نمی شه ... بیا سرمون رو بگذار زمین و ببر ...
اگه می دونستیم تو میشی بلای جوون مون ،
سی سال همچین غلطی نمی کردیم .
یک سال بعد
پرده دوم : بیمارستان
دختر ( افسرده تر ، بی حال تر ، غمگین تر و ... ) :
چرااااا !!!؟؟؟؟ .... حالا که بودم ...
حالا که می دونستید نمی خوام باشم ...
آوردنم را نشد بپرسید ...
در رفتنم چرا کارشکنی می کنید ؟؟؟؟
مادر غمگین و ترسیده ، در سکوت گریان ...
پدر غمگین و ترسیده ، در سکوت با خودش فکر می کنه :
اگه روزی برسه که دیر متوجه بشیم ...
اگه موقع برگشتن به خانه خودش رو زیر ماشین بندازه ...
اگه تو حموم ... اگه از بلندی ... اگه ... اگه ... اگه ...
( آخر این دختر آبرو برای ما نمیذاره
)
بنام خداوند بخشنده و مهربان
یکی دو مطلب تو ذهنم بود برای نوشتن ،
اما اونها هم رگه تلخی و غر زدن داشتند .
اینه که تصمیم گرفتم فعلا این دو خط نامه را براتون بنویسم .
" بسم تعالی "
با عرض سلام و خسته نباشید خدمت کادر محترم دفتر :
این جانب از شما خواهشمندم که در مورد دانش آموزان
قضاوت عجولانه نفرمایید ، و
با عرض پوزش آینده را پیشگویی نکنید .
لذا انسان جایزالخطاست و هر شخصی
از اشتباهات گذشته ی خویش پشیمان می شود .
" نیازی به سرکوب و اذیت نمی باشد . "
با تشکر فراوان و طلب بخشش از خداوند متعال برای شما .![]()
نویسنده : دانش آموز پایه دوم راهنمایی .
علت نوشتن نامه : از جلسه مشاوره ای که با
مسئولین آموزشگاه داشته ، دلخوره.
موضوع جلسه مشاوره : بیشتر مواظب رفتار و روابطش باشه
تا مبادا به خودش آسیب بزنه و آینده اش را تباه کنه .
چه نکاتی از این نوشته به ذهنتون می رسه ؟؟؟؟؟![]()
![]()
![]()
یکشنبه ساعت سه نیمه شب :
تصمیم می گیرم که اعتصاب غذا کنم ![]()
تا جوووووووووونم دربیاد .![]()
( این تصمیم حالمو بهتر میکنه و بالاخره می خوابم )
دوشنبه ساعت یک و نیم بعداز ظهر :
لیوان اول چای در مدرسه ![]()
دوشنبه ساعت سه بعد از ظهر :
لیوان دوم چای در مدرسه ![]()
دوشنبه ساعت چهار و نیم بعد از ظهر :
آخرین چای در مدرسه صرف شد ![]()
دوشنبه ساعت شش بعدازظهر :
نان بربری گرم ، پنیر و گوجه . (جای شما خالی )![]()
دوشنبه ................ صرف شد .
دوشنبه ............... صرف شد .
صرف شد ..... صرف شد ..... صرف شد ..... صرف شد .....
دیگه خوابم گرفته ، می خوام برم بخوابم![]()
که تازه یادم میاد .... ![]()
ای بابااااااااااااااااااااا من که قرار بود ![]()
اعتصاب غذا کنم ![]()
تا جوووووووووووووووووووونم در بیاد ![]()
بنام خداوند جان و خرد
سلام به دوستان و عزیزان همراهم ![]()
![]()
یک مجموعه تلویزیونی بود با عنوان
" توی گوش سالمم زمزمه کن " ( اگه اشتباه نکنم ! )
یادتون میاد ؟؟؟؟؟؟؟؟؟
من عااااااااااااااااشقش بودم .![]()
هم موضوعاتش بسیار جالب بود .
هم بازیگرانی عالی داشت .
هم شعر و موسیقی عالی داشت .
هم یه جورایی ابتکاری و نو بود .
موسیقی و شعر مجموعه این بود :
حرفاتو اول یه کم مزمزه کن
بعد تو گوش سالمم زمزمه کن
زبونت یه چیز میگه، اما دلت چیز دیگه
خیلی سادهس، تو همونی که دلت داره میگه
وقتی آدم به دورنگی و ریا راضی میشه
دنیا انگار پاتوق پشت هماندازی میشه
میبینی از خودت و دور و برت خسته شدی
اما به دروغایی که گفتی وابسته شدی
عمرو تو خواب زرنگی صرف نکن
مث کبک سرتو زیر برف نکن
شما هم قبول دارید که برای
شنیدن بعضی حرف ها
باید گوش سالم داشت .
و متاسفانه خیلی هامون نداریم ![]()
![]()
![]()
بنام خداوند بخشنده و مهریان
سلام بر همه دوستان و عزیزانم ![]()
![]()
![]()
دیروز در مدرسه چیزی شنیدم که واقعا متعجب شدم .
اینه که اومدم با شما هم درمیان بگذارم .
فصل بهار شده و بهترین زمان برای اردوهای یک روزه مدارس
بچه ها هم خیلی دوست دارن و استقبال می کنند .
مدیر و معاون پرورشی ما هم یک اردوی چیتگر را
برای روز پنج شنبه برنامه ریزی کرده بودند
که به درس بچه ها هم لطمه نخوره
( دو ساله روزهای پنج شنبه کلاسی برگزار نمیشه )
اما اداره به اردوی روز پنج شنبه مجوز نداده
و فرمودند اردو باید حتما !!!!!!!!!!!!
در یکی از روزهای شنبه تا چهارشنبه برگزار شود .
می بینید تو رو خدا !!!!!!!!!!!!
بنام خداوند بخشنده و مهربان
سلام بر همگی عزیزانم ![]()
![]()
![]()
یکی از نویسندگان مورد علاقه من
لئو تولستوی روسی می باشد .
این پست بخشی از کتاب " جوانی برباد رفته " است ،
که با نام های " اسب ها و آدم ها "
و یا " یاردستیکا " و ... هم چاپ شده .
گفتگوی اسب پیر با اسب های جوان :
" آدم ها بیشتر از هرچیزی دوست دارند که کلمه هایی را
به اشیاء مختلفی نسبت بدهند .
کلمه های « مال من » و « متعلق به من » از نظر آنها
صاحب ارزشی خاص است و این کلمه ها را در مورد هر چیزی
از اشیاء گرفته تا خود آدم ها و اسب ها نیز به کار می برند ،
توافق بین آدم ها به این صورت است که
فقط یک نفر حق دارد که کلمه « مال من » را
در مورد یک شی به کار ببرد .
اگر کسی بتواند این کلمه را درمورد اشیاء بیشتری به کار ببرد
از نظر آدم ها خوشبخت تر از سایرین به حساب می آید .
به همین ترتیب بود که در نتیجه یک رشته از
دیدنی ها و شنیدنی ها ، پی بردم که
نه تنها در مورد ما اسب ها
که درباره بسیاری از اشیاء دیگر
این کلمه « مال من » و «متعلق به من»
بر پایه اصول معینی استوار نیستند ،
بلکه این غریزه پست انسانی
و آن احساس مالکیت است که در این مورد تعیین کننده است .
فلان مرد می گوید : « خانه من »
اما در آن زندگی نمی کند و
تنها آن را ساخته است و به نگهداریش می پردازد .
پارچه فروشی می گوید : « پارچه فروشی من»
اما به طور معمول بهترین پارچه ها را کسان دیگری می پوشند .
عده ای یافت می شوند که تکه زمین خاصی را
متعلق به خود می دانند که
هرگز چشم شان به آن نیفتاده و روی آن راه نرفته اند .
کسانی هستند که دیگر انسان ها را «مال من» می خوانند
اما هیچگاه چشم شان به آنها نیفتاده است
و تنها ارتباطی که این دو دسته با هم دارند در این است که
دسته اول باری بر دوش دسته دوم هستند
و مایه رنج و زحمت و عذاب آنها می باشند .
عده ای از مردها ، زن هایی را همسران خود می خوانند ،
در حالی که آن زن ها با مردان دیگری زندگی می کنند .
هدف آدم ها این نیست که بهتر زندگی کنند
بلکه آنها بیشتر می کوشند تا اشیاء بیشتری را مال خود بدانند ،
آنچه را که در طول زندگیم یاد گرفته ام این است که
همین اصل ، مهمترین و بزرگترین تفاوت
مابین ما و انسان هاست .
آدم هایی را که می شناخته ام فعالیت هایشان
بر اساس کلمه ها بوده است
در حالی که کارهایی که ما می کنیم
بر اساس کارها و غریزه های ما است .
گذشته از تفاوت ها و برتری هایی که ما بر انسان ها داریم
همین یک اصل کافی است تا ما در سیر صعودی موجودات
در یک درجه بالاتر از انسان ها قرار بگیریم .
کافه چی !
قهوه ام را شیرین کن ،
آن روز
که تلخ می خوردم ،
روزگارم
شیرین بود . ![]()
![]()
بنام خداوند بخشنده و مهربان
سلام خدمت همه همراهان عزیزم ![]()
امام علی (ع) می فرمایند :
شادی دنیا چه پر فریب ،
سیرابی آن چه تشنگی زا ،
و سایه اش چه سوزان است .
نه می توان در برابر رویداد های نیامده اش به دفاع برخاست ،
و نه بازگشت گذشته هایش را می توان امید داشت .
******************
می بینید چه قدر قشنگ و دقیق ، کامل و موجز*ه ![]()
![]()
* موجز : مختصر , کوتاه , کلام کوتاه و مختصر( اسم صفت ) .
بنام خداوند بخشنده و مهربان
سلام خدمت دوستان و همراهان عزیزم ![]()
![]()
به روزهای پایانی سال ۹۱ نزدیک می شیم و
کلی کار برای انجام دادن وجود داره ؛
خانه تکانی
به قول بعضی ها دل تکانی
فکر کردن به مسائل زیادی از سالی که گذشت
صدور کارنامه برای سال ۹۱ خودتون
برنامه ریزی برای سال ۹۲ و ....
منم مثل سایر دوستان فرارسیدن بهار و نوروز و شروع جدید را
به همه شما عزیزان تبریک می گم
و براتون نوروز شادی را آرزو می کنم .![]()
![]()
![]()
![]()
این جملات زیبا هم در یک ایمیل خوشگل
از یک خانم دوست داشتنی
به دستم رسیده .
شما هم از خواندنشان لذت ببرید :
بی سوادان قرن ۲۱ کسانی نیستند که نمی توانند بخوانند
و بنویسند ، بلکه کسانی هستند که نمی توانند آموخته های
کهنه را دور بریزند و دوباره بیاموزند …![]()
الوین تافلر
نعره هیچ شیری خانه چوبی مرا خراب نمی کند ،
من از سکوت موریانه ها می ترسم . ![]()
به شخصیت خود ….. بیشتر از آبرویتان اهمیت دهید .
زیرا شخصیت شما… جوهر وجود شماست .
و آبرویتان… تصورات دیگران نسبت به شماست .![]()
باران که می بارد همه پرندها به دنبال سرپناهند
اماعقاب برای اجتناب از خیس شدن
بالاتراز ابرهاپرواز می کند
این دیدگاه است که تفاوت را خلق می کند .![]()
گورستان ها پر از افرادی است که روزی گمان می کردن
که چرخ دنیا بدون آنها نمی چرخد .![]()
یک شمع روشن می تواند هزاران شمع خاموش را روشن کند
و ذره ای از نورش کاسته نشود .![]()
مشکل فکر های بسته این است که دهانشان پیوسته باز است . ![]()
روزی برای بعضی آدم ها تنها یک خاطره خواهید بود
تلاش کنید که لااقل خاطره ای خوش باشید .![]()
تنها دو گروه نمى توانند افکار خود را عوض کنند :
دیوانگان تیمارستان و مردگان گورستان . ![]()
“وین دایر”
کـــــــــــم بــاش از کم بودنت نتــــــــرس
اونی که اگـه کم باشی ولــــــــت می کنه،
همونه که اگه زیـــاد باشی حیف و میلت می کنه.![]()
یک درخت هرچقدر هم که بزرگ باشد با یک دانه آغاز می شود
طولانی ترین سفرها با اولین قدم .![]()
(لائوتسه)
انســـــــــانهاى بــــــزرگ ،دو دل دارنــــــــد ؛
دلـــــى که درد مى کشـــــــــــد و پنهـــــــــــــــان است
و دلـــــــــــــــى که می خندد و آشکـــــــــــــــار است. ![]()
زمانی که خاطره هایتان از امیدهایتان قوی تر شدند ،
روزگار افولتان در راه است . ![]()
برخی آدم ها به یک دلیل از مسیر زندگی ما می گذرند
که به ما درس هایی بیاموزند
که اگر می ماندند هرگز یاد نمی گرفتیم!! ![]()
اگر می خواهی دروغی نشنوی ،
اصراری برای شنیدن حقیقت مکن .![]()
آدم ها مثل عکس ها می مونند:
زیاد بزرگشون کنی ،
کیفیتشون میاد پایین ![]()
کسانی که پشت سرتان حرف می زنند ،
دقیقا به همانجا تعلق دارند، پشت سرتان ![]()
وقتی به یکی زیادی تو زندگیت اهمیت بدی ؛
اهمیتتو تو زندگیش از دست میدی … . به همین راحتی ![]()
« در عجبم از زنان که از خدای به این بزرگی
فقط یک شوهر می خواهند و
از شوهر به این درماندگی همه دنیا را!!» ![]()
شکسپیر
به اندازه ی باورهای هر کسی ؛ با او حرف بزن
بیشتر که بگویی ، تو را احمق فرض خواهد کرد …!!! ![]()
اگر موفق شدید به کسی خیانت کنید ،
آن شخص را احمق فرض نکنید .
بلکه بدانید او خیلی بیشتر از ان چه
لیاقت داشته اید به شما اعتماد کرده است . ![]()
چه دوستم داشته باشی و چه ازمن متنفر باشی
در هر صورت بهم لطف می کنی
چون اگه دوستم داشته باشی تو قلبت هستم
و اگه ازم متنفر باشی تو ذهنتم .![]()
![]()
(شکسپیر)
| Design By : RoozGozar.com |



